صفحه اصلي

صفحهً دانشگاه

كتابخانه مركزي

اخبار

نرم افزار

   تماس با ما

پست الكترونيك
 

ساعت درج: 08:38 - تاريخ درج: 09/11/1386

روز جهانی جذامیان

 

 

در بين بيماري هاي باستاني، يكي از قديمي ترين و معروف ترين آنها، بيماري جذام است كه در عامه مردم ايران به آن خوره مي گويند. جذام (Leprosy)، يك بيماري سيستميك مزمن و مخصوص انسان است كه اغلب با ضايعات پوستي يا نقاط فاقد حس مشخص مي شود. منشأ اين بيماري را مي توان با پيدايش انسان هاي اوليه هم زمان دانست. به دشواري مي توان مبدأ بيماري جذام را مشخص كرد. چيني ها از 500 سال قبل از ميلاد مسيح اين بيماري را مي شناختند.

سال 1874 هانسن، پزشك نروژي 9 سال قبل از اينكه رابرت كخ، باسيل سل را كشف كند، عامل بيماري جذام را در ضايعات برآمده بدن يك بيمار جذامي يافته و اين باكتري را به عنوان نخستين باكتري آسيب رسان در تاريخ علم پزشكي شرح داد. به رغم مخالفت هاي بسيار، هانسن ثابت كرد كه اين بيماري مسري است، گرچه صفات مشخصه و شباهت آن به باسيل سل تا چندين سال بعد ناشناخته باقي ماند. عامل بيماري جذام يا مايكو باكتريوم لپره، فقط براي انسان بيماري زا بوده و هنوز گزارش علمي مستدلي از ابتلاي حيوانات به اين بيماري وجود ندارد. دوره نهفتگي اين بيماري از چند ماه تا چندين سال متغير است و حتي به 40 سال هم مي رسد، ولي به طور متوسط اين دوره دو تا چهار سال است. سير بيماري مزمن بوده، شروع آن بسيار آرام و به آهستگي صورت مي گيرد. راه سرايت بيماري بدرستي مشخص نيست، ولي به احتمال قوي از راه دستگاه تنفسي فوقاني (مخاط بيني) و خراش پوست صورت مي گيرد و نياز به تماس نزديك و طولاني دارد. احتمال دارد حشرات نيز در سرايت آن دخالت داشته باشند. شير مادران جذامي نيز حاوي مقدار زيادي باكتري است كه مي تواند باعث انتقال آن شود.
نكته جالب اينكه عامل بيماري يعني مايكو باكتريوم لپره، اصولاً عفونت زايي كمي دارد و حتي در مناطق آلوده، اكثر افراد هرگز تظاهرات باليني نشان نخواهند داد و تعدادي نيز تنها به يك ضايعه موضعي مبتلا مي شوند كه خود به خود بهبود مي يابد. اين مسئله نشان مي دهد كه تنها گروهي به اين بيماري مبتلا مي شوند كه به طريقي دچار ضعف يا اختلال در سيستم ايمني باشند.

اين بيماري 1350 سال قبل از ميلاد مسيح در مصر باستان شرح داده شد كه قديمي ترين توصيف اين بيماري به شمار مي رود. در ترجمه نوشته هاي مذهبي يهودي به زبان يوناني، 150 سال قبل از ميلاد مسيح، واژه لپره (Leprae) به كار برده شده است. در گذشته - و شايد همين امروز هم - متأسفانه جذامي ها مطرود جامعه محسوب مي شدند و خيلي سريع آنها را از اجتماع طرد مي كردند. براي جذامي ها همواره محل هاي زندگي خاصي در نظر گرفته مي شد و شايد خودشان هم ترجيح مي دادند كه با آن چهره هاي از ريخت افتاده در جامعه ظاهر نشوند.
در حال حاضر از انواع دارويي سولفون ها در كنار آنتي بيوتيك هاي ديگر براي درمان جذام استفاده مي شود. در برخي موارد جراحي نيز براي درمان و نوتواني بيماران جذامي مفيد است. فيزيوتراپي و ورزش نيز براي بازگشت عملكرد اندام ها ضروري است. به طور كلي بدون توجه به داروي مصرف شده، سه مرحله درماني براي بيماران جذامي وجود دارد كه بسته به توان بدني بيمار و نوع دارو از پنج تا 10 سال متفاوت خواهد بود.
بد نيست بدانيد كه كانون اصلي اين بيماري در مركز و شمال آفريقا بوده و در قرون وسطي به آسيا و اروپا گسترش يافته است. در قرن 14 و 15 اين بيماري از اروپا به نيمكره شرقي رسيده و در حال حاضر اكثر نقاط جهان تا حدودي آلوده هستند. در حال حاضر بيشتر موارد جذام مثل بسياري بيماري هاي ديگر در آفريقا ديده مي شود. در ايران نيز تعداد قابل توجهي جذامي وجود دارد كه در مراكز خاص مربوط به اين بيماري زندگي كرده و تحت درمان قرار مي گيرند.

رنج اجتماعى ناشى از اين بيمارى به مراتب بيشتر از ساير بيمارى هاى لاعلاج است. به همين جهت يكى از ضرورى ترين اقداماتى كه براى امدادرسانى به جذاميان بايد انجام گيرد، اطلاع رسانى و شناسايى آنان به ساير افراد جامعه است تا نگاه مردم عامى به اين قشر نيازمند تغيير يابد. جذام كه طى هزاران سال متمادى، ترس و وحشتى عميق در دل انسان ها ايجاد كرده، يك بيمارى شناخته شده در تمدن هاى چين، مصر و هندوستان بوده كه در كشور ما از آن تحت عنوان خوره ياد مى كرده اند. البته نبايد اين بيمارى را با امراضى چون زونا و پيسى اشتباه گرفت. متأسفانه جذاميان به اين دليل كه تغيير شكل هاى غيرقابل درمان در سيماى ظاهرى آنها ايجاد مى شود و همين طور از بعد اجتماعى اين بيمارى غيرقابل علاج، عليل كننده و مسرى قلمداد مى شود، واكنش هاى شديدى را از سوى جامعه متحمل مى گردند.
در حقيقت اين بيماران بيشتر از خود بيمارى، از عكس العمل هاى اجتماعى و طردشدگى در رنج و عذابند. از مهمترين عوامل ابتلا به جذام را بايد فقر دانست كه سيستم ايمنى بدن را به شدت كاهش داده و بدن مستعد ابتلا به آن بيمارى مى شود. اين فقر احتمالى مى تواند از نظر ويتامين ها و مواد معدنى مورد نياز بدن باشد و حتى فراتر از آن فقر فرهنگى مثل عدم رعايت بهداشت از دلايل بارز ايجاد اين مرض در فرد است. اما كماكان با اهميت ترين عامل را بايد همان فقر غذايى دانست. به همين سبب در كشورها و مناطقى كه اين محروميت ها بيشترند، افراد به اين عارضه مبتلا مى شوند.
جذاميان ايران در استان هاى خراسان، هرمزگان، سيستان و بلوچستان و آذربايجان شرقى و غربى پراكنده اند و زندگى را با دشوارى هرچه تمام تر سپرى مى كنند. آمارهاى موجود حكايت از شيوع اين بيمارى در روستاهاى دوردست دارد و بر طبق آمار شبكه بهداشت تعداد مبتلايان به جذام ۳ تا ۵ هزار نفر برآورد شده كه احتمال مى رود تعداد افراد مبتلا به جذام بيشتر از اين باشد. هم اكنون فقط روستاهاى «بصرى» و «سرچنار» به همت «انجمن ياوران جذاميان» هفته اى يك بار از نظر غذاى گرم تأمين مى شوند كه اين امدادرسانى از طريق مأموران شبكه بهداشت و در بيمارستانى واقع در مهاباد انجام مى پذيرد.
در جهت شناسايى و آشنايى هرچه بيشتر عموم مردم با افراد مبتلا به جذام، تورهايى براى بازديد از جذاميان مشغول به فعاليت هستند كه با وجود آن تورها، بيماران جذامى علاوه بر آنكه حمايت مالى مى شوند، تصور غلط مردم از اين بيمارى نيز به طور كامل از بين مى رود. در سال ۱۹۹۱ از سوى سازمان بهداشت جهانى (WHO) طى قطعنامه اى طرح حذف جذام به عنوان يك مشكل بهداشتى تا سال 2000 مطرح شد و خوشبختانه توسعه اين بيمارى به كمك اين طرح در جهان كنترل شده و در حال نابودى است.